در سوگ وطن مجموعه شعری حوادث خونین کشور
۳۹۹ سروده · ۱۰۸۶ مصرع شامل «وطن»
شاعر: همه موضوع: همه سال: همه
مرتب‌سازی: مرتبط‌ترین ترتیب کتاب نام شاعر
بیا تا نفرت از دل ها بشوییم سخن از دوستى با هم بگوییم به شهر کینه ها رفتن چه حاجت فضاى اشتى را ره بجوییم بیا اباد سازیم این وطن...
«اشتى» — محترم محمد حنیف زراب
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...صد نیستان شام اوست در همه غربتسرا بانگ نی است بانگ نی را کاروانها از پی است این نی اندر محفل هر مرد و زن شور انگیزد، وطن گوید وطن!...
«بشنو این نی!» — اسدالله حبیب
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...گون است، هامون پر از فسونست کار زمین نگونست، بر اسمان بیائید پرواز اسمانها دور از وطن نزیبد یاد از وطن نمائید، تا پرفشان بیائید بلخ و هرات و کابل،...
«داستان نوروز» — محترم محمد نسیم اسیر
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
خط بکش اى هموطن! بر خودفروشان خط بکش برسر مزدور پاکستان و ایران خط بکش خط بکش بر کاسه لیسان، سگان اجنبى برسر ادمکشان نامسلمان خط بکش تابکى در خواب...
«خط بکش» — محترم محمد نعیم "جوهر"
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...ایکه دورى از وطن غربت نشین هستى کنون! چون گدا باشى اگر جاه و مقامت تاجدار دور باشى هموطن از درد غربت تا ابد! درد جانسوزست و میسوزد سراپاى "عیار"...
«باز مى اید بهار» — محترم حمید عیار
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...بنام دین و وطن چه جنایتى که نبود که بار ها نمودیم و نه سوال شدیم چه افتخار بزرگى که در تمام جهان بجنگ و وحشت و قاچاق بى مثال...
«اسیر حادثه» — محترم محسن زردارى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
گر بسته نکردید کمر در شکن ما ویرانه نسازید دگر این وطن ما تا چند کشید بهرخدا، خط بطلان بر مذهب و ائین و به کیش و سنن ما کشتید...
«خط بطلان» — محترم زبیر واعظى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...کشت تا دنیاست خواهى مرد همیشه سرنوشت این وطن در دست قصابست و دلالست و تو یکبار نه، صدبار ببانگ گرگ امدهاى کذابان شتابانى وطندار عزیز من! فریب تاجران خون...
«سناریوى سرزمین من» — محترم شاهین مرزبان
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...هوش! منشین بیخبر از حال غریبان وطن گیر اطفال یتیم بهر صفا در اغوش مبر از یاد " عزیزه " عید بشکسته دلان که فتاده بوطن عدهء بیخورد و نوش...
«جلوه عید» — بانو عزیزه عنایت
جلد اول · صفحهٔ ۱۷۵
در جستجوى نان ، یک، دو، هزار، ده ها هزار. ای هموطن، برادر محروم از حقت ! اى نوجوان پر ز تکاپو و ارمان ! نانت نداد کسی، اندر دیار...
«در جستجوى نان» — محترم زمان الدین "زمره"
جلد اول · صفحهٔ ۲۰۸
تا چند بهم دشمنى و دست و گریبان اى ملت افغان! بنگر وطنت گشته سراسر همه ویران اى ملت افغان! دشمن به کمین است چو روباهء دغل کار بیدار شو...
«خطاب به ملت افغان!» — محترم محمد قاسم توصیف
جلد اول · صفحهٔ ۲۳۵
میرباید افعى جنگ ، طعمه اش را زین دیار زانکه اینجا کینه است و نفرت است و انزجار مالک قدرت شدند ، ناخوانده بر دوش وطن بر شدند بهر بقا...
«در بند فتنه» — محترم ف . برى
جلد اول · صفحهٔ ۲۳۸
گوشهء خاک وطنم ارزوست بر تن عریان کفنم ارزوست تا نرود جان من از تن برون اب بقا زان دهنم ارزوست باز درین گوشهء زندان غم حکمت پیر کهنم ارزوست...
«صلح و صفا» — محترم محمد نعیم "جوهر"
جلد اول · صفحهٔ ۳۲۶
...فکر من، قلب من، نگاهء منست کس بمن در وطن نمیگوید عدل کسرى است ، سرپناهء منست نازنین شهریار من عمریست واژهء اشک و اهء منست ماخذ: صفحه انترنتی وطندار...
«غزلوارهء براى زادگاهم» — محترم جیلانى" لبیب"
جلد اول · صفحهٔ ۳۵۳
عمرها شد که وطن سوخت، کسى اشک نریخت جنگل و باغ و چمن سوخت، کسى اشک نریخت حرمت گیسوى مام وطنم ریخت به خاک دلش از رنج و محن سوخت،...
«درد ها و رگبار ها» — محترم انجنییرخلیل الله رووفى
جلد اول · صفحهٔ ۳۸۰
...اى هموطن! در یاب که من این رشته ها را از تو بگسیختن نمیخواهم وطن در بند استبداد باشد ، من کجا ارام ؟! بدان در خواب ناز، در گور...
«استبداد» — محترم خواجه محمد نعیم قادرى
جلد اول · صفحهٔ ۴۰۰
...در چنگ و نى و تار و رباب ، ساز نمانده در نغمه و در ساز وطندار ، جرسى نیست چندیست که گرگان زده شبخون به دیارم چوپان وطن خفته...
«افسوس» — محترم حسن شاه "فروغ"
جلد اول · صفحهٔ ۴۲۹
...سبزوطن کزاتش جنگ سوخته است مطمئنم باردیگر چون گلستان میشود اری! باور دارم اینکه قاتل همسایه ام چهره پنهانیش روزی نمایان میشود باورم اینست «بهشتی» کز سرخاک وطن این زمستان...
«باورم» — محترم حبیب بهشتی
جلد اول · صفحهٔ ۴۴۵
...بیشتر است اشنا است غریب وطنم با غم و درد دور از راحت و بی خانه و بى بام و در است غم بى مهرى دوران کهن چند کشد؟ نشنود...
«یوم البدتر» — بانو عزیزه عنایت
جلد اول · صفحهٔ ۴۷۸
اتفاق اى هموطن! تا دشمنان را سر زنیم اتش اندر خرمن ان خیل ویرانگر زنیم بیش نگذاریم ویرانى شود در ملک ما بهر ابادى میهن استین ها برزنیم خواب غفلت...
«اتفاق» — محترم عبدالغفور امینى
جلد اول · صفحهٔ ۵۷۹
نتایج بیشتر

شمارهٔ صفحهٔ بخشی از سروده‌ها هنوز تکمیل نشده — این موارد به‌زودی به کتاب پیوند داده می‌شوند.

تعداد بازدیدکنندگان:
فیسبوک