...غمبار پرس در میان پیاده و مامور خود را گم مکن از جنایت پیشه و کشتار ناهنجار پرس از نظام بى سر و بى یال و بى دم در وطن...
«تلخ کامى» — محترم حسن شاه "فروغ"
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
هر روز مردمان مرا زار میکشند گاهى به خانه، گاه به بازار میکشند امواج خون شده وطنم از پلیدیان در پیش چشم حضرت دادار میکشند یارب! چه حکمتیست به قتل...
«کشتار ناحق» — محترم نذیر ظفر
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
خداوندا! وطن در شعله میسوزد تو کارى کن بتاراج شیاطین میرود این اشیان من دست وحشى دوران که مردن، کشتن و نابودى انسانیت را وعدهء فردوس پندارد بغارت می برد...
«وحشی دوران» — بانو حسینه عثمان داود
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
تا بکی گریه؟ وطندار! کمی خنده بکن یک تبسم بنما، رسم خوشی زنده بکن تو ز تلقین غم از صحن چمن دور شدی پس بیا سوی چمن نشهء اینده بکن...
«گلشن زیبنده» — محترم :حافظ اکبری
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...رهبر امد امرش بدست غیر گر نیتش نیکوست او را اختیار نیست هرگاه که خدمت وطنت افتخار توست پابوسى غریبه چرا بر تو عار نیست؟ این مردم وطن عجیبست قضاوتش...
«راهء فرار» — محترم هادى عروسنگ
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
اى هموطن خدا را!، با عشق و با مدارا راهء وفا گزینید، دل نیست سنگ خارا از کینه و حسادت، از بغض و از عداوت از اصل خویش بیرون، افتاده...
«عشق و مدارا» — محترم ف . برى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...عشقم وطنا! توئى، توئى تو تو بگو به کى گویم غم عاشقانهء خود چه شود که باز گردد وطن خرابم اباد که به سازى دلنوازى بزنم ترانهء خود بروم بکوچه...
«افسانهء شب» — مرحوم محمد آصف آهنگ
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
ای هموطن! که چشم امیدم برای توست در ارزوی همت جنگ ازمای توست هرگز مکن هراس ز دیرینه دشمنت کالطاف حق ممد تو و ره گشای توست مرغ شکسته بال...
«نعرۀ الله اکبر» — محترم عبدالطیف صدیقى للندرى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
تا کی به ناف کرسی خود فانه میزنید ریش و بروت غصبگران شانه میزنید هرکس که عضو تیم شما نیست دشمن است میدان بزکشیست که خصمانه میزنید با هموطن مناقشه...
«اغوا» — محترم اسماعیل خراسانپور
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
سوخت میهن کس نگفت کار منست کس نگفت این جرم کردار منست قتلها شد کس نگفت من قاتلم کس نگفت این ظلم رفتار منست چور شد مال و متاع هموطن...
«سوخت میهن» — محترم نذیر ظفر
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...نیافشاندیم دست اى مسلمانان! رسن اتش گرفت در میان شعلهء کین و نفاق اى وطنداران! ، وطن اتش گرفت یادم امد ز اتش جانسوز جنگ ناگهان در جان من اتش...
«انجمن اراى شرق» — محترم ولى شاكر
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...کویش به درمان بروم من از ان جمع که دورند ز مهر وطنی خویشتن را برهانم ، کماکان بروم در محافل همه گویند سخن از زر و زور گر روم...
«کلافه» — محترم عبدالحكیم حسنیار
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...و خصم پرورى چونکه بدشمنان وطن بسته تار ماست بستیم کمر به محو وطندار و قوم و خویش یارى و همدمى با خصم افتخار ماست از زور فیل لاف زنیم...
«درد بى حساب» — محترم شیراحمد یاور كنگورچى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...و تمنا چه حاجت است گر سر بریم دیوى نفاق را به اتفاق بر ختم جنگ دلیل و معما چه حاجت است گر برگزینیم خاک وطن را از این جهان...
«دیوى نفاق» — محترم محمد هاشم شمیم
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
شمارهٔ صفحهٔ بخشی از سرودهها هنوز تکمیل نشده — این موارد بهزودی به کتاب پیوند داده میشوند.