در سوگ وطن مجموعه شعری حوادث خونین کشور
۳۹۹ سروده · ۱۰۸۶ مصرع شامل «وطن»
شاعر: همه موضوع: همه سال: همه
مرتب‌سازی: مرتبط‌ترین ترتیب کتاب نام شاعر
...شویم اگر ز هم، عاجز و ناتوان شویم پس ز چه میتوان که، بر زخم وطن دوا شویم تا نشود دهیم ز کف، باور مردم وطن بگذر ازین هوا، تا...
«رهروان عشق» — محترم عبدالوكیل كوچى
جلد اول · صفحهٔ ۶۲۴
...جولان سلحشوران، دلیران از تمامین روستاها سوى شهر رزم اهنگ سفر دارند تا ان دشمن دون همت مزدور را با خون پاک خویش بردارند وطن گویان، وطن گویان و هم...
«غوغاى خروشان» — محترم ش. آهنگر
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...خون می جوشد زخاک میهنم برجای اب خانۀ امن وطن ویرانسرای نار شد فرصت رشد و ترقی در وطن برباد رفت روزگار انتحار و عقده و کشتار شد نیست دلسوزی...
«شعر دریاها» — محترم رسول پویان
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...زن ما خواهیم که با کوشش هر فرد وطنخواه بر اوج ترقى برسد، علم و فن ما ما کام همه خصم ، دریدیم و درانیم تا نیست شود از وطن...
«خون وفا» — محترم دستگیر " نایل"
جلد اول · صفحهٔ ۳۱۲
...شیوه هاى رنگ برنگ ازموده اید باز شناسید خصم جان این وطن منبع اشوب و توهین و فتن هر تبار و ملت و قوم در وطن گلهاى رنگ برنگ زیب...
«مردان خدا» — محترم ف . برى
جلد اول · صفحهٔ ۵۱۲
...انچه ملزوم این میهن است لباس و غذا، مامن و مسکن است وطن! از برت رفت پیر و جوان ترا شهر ارواح گوید، جهان وطن! تا بکى از تو اواره...
«گرایش صلح» — محترم صاحب الدین زلال هروی
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
وطنداران وطن ویرانه گشته چو توپ بازى طفلانه گشته ندانم بازى طفلانهء کى وطن، این لعبت جانانه گشته هزاران پیر و برنا را که بینى گداى بى سرو سامانه گشته...
«چکامهء از دل خونین» — محترم داكتر حیدر داور
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
..." نعش های محرومان درین وطن خدا یا چه جور و بیداد است ز بس که نسل کشی دروطن شده رایج اعضای لانه خرابست و خانه برباد است ز کین...
«نسل کشى در میرزا النگ» — محترم رسول پویان
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...برهم نبود قلب ابناى وطن کانون رنج و غم نبود چشم اطفال وطن از غم چنین پرنم نبود هر کجا برپا بساط نوحه و ماتم نبود ایوطن قربان دشت و...
«اریاناى کهن» — محترم محسن حسن "سمنگانى"
جلد اول · صفحهٔ ۳۴۴
...پلنگ است هنوز دل جدا، عقده جدا، حرف جدا میرقصد چقدر در وطنم، گردش رنگ است هنوز ان شرابیکه بجام وطنم ریخته اند خم و خمخانه و ساقى، همه منگ...
«قمار زندگى» — محترم استاد یوسف كهزاد
جلد اول · صفحهٔ ۴۱۱
...ی میفریبند خلق با کذب و ریا طالبان جاهل مسلم نما ساخته اند دشت وطن را کربلا تیغ دشمن بسکه بر ما تیز شد کاسهء صبر همه لبریز شد هموطن...
«مهاجر» — محترم ف. ا. ویرا
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...می تپد دلم کاریز میر و میلهء خنجانم ارزوست با کودکان بى کس و اوارهء وطن همواره دست گیرى و احسانم ارزوست در قربت شهان جهان نیست لذتى پاى درخت...
«طواف کابل» — مرحوم شكیب میرزا پنجشیرى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...و بود وطن در گرفت وطن کشت باروت و خمپاره شد زن و مرد و اطفال اواره شد چرا اهل این مملکت دربدر؟ سیه روز گشتند و خونین جگر شب...
«حمد» — محترم محمد نعیم كریمى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...روزگار افسرده هستم بظاهر زنده اما مرده هستم الهى! درد ما درمان ندارد غم و رنج وطن پایان ندارد الهى! مردم ما شاد گردان ز قید غم، وطن ازاد گردان...
«مناجات» — محترم سید محمد نادر خرم
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...به اعتلاى وطن جان خود را دهد براى وطن ادمیت هنر مکتسب است نه به قوم و قبیله و نسب است همه اقوام اتحاد کنید ملک ویران خود اباد کنید...
«کشور ویران» — محترم رشاد رسا
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...و از ملت، شهیدان کرده اند روشن که در هر سال میگردد وطن حیران استقلال " غفورى" از خدا خواهد مدام الوقت این حاجت که ابناى وطن باشند همدستان استقلال...
«در ستایش استقلال» — مرحوم استاد عبدالغفور غفورى كوهستانى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
بشنوید ایدوستان! از رهزنان این وطن بشنوید از جور و ظلم دشمنان این وطن ازفریب و حقه بازی هرقدر گویم کم است حاصل این مشت بی فرهنگ رنج و ماتم...
«کرگسان» — محترم عزیز سها
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...خوناب شد افسوس قلب و جگر مام وطن اب شد افسوس باگرز دیو شهره به تاریخ روزگار روح و تن اطفال وطن خواب شد افسوس نابود باد چهرهء دزدان جهالت...
«فریاد»
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
چه خواب دیده ام و وهه چه خواب شیرینى که باز در وطنم نو بهار مى اید بدشت تشنه و بى اب من پس از عمرى سرور زمزمهء رودبار مى...
«رؤیا» — محترم حامد نوید
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...وطن بهشت جای دیگر نیستم بکار خدایا هزار بار بمیران و زنده کن اما به درد بی وطنی ام مکش تو زار خدایا ز دود و گاز پشاور رسیده جان...
«خدایا!» — محترم دكتور نصری حقشناس
جلد اول · صفحهٔ ۱۵
نتایج بیشتر

شمارهٔ صفحهٔ بخشی از سروده‌ها هنوز تکمیل نشده — این موارد به‌زودی به کتاب پیوند داده می‌شوند.

تعداد بازدیدکنندگان:
فیسبوک