در سوگ وطن مجموعه شعری حوادث خونین کشور
۳۹۹ سروده · ۱۰۸۶ مصرع شامل «وطن»
شاعر: همه موضوع: همه سال: همه
مرتب‌سازی: مرتبط‌ترین ترتیب کتاب نام شاعر
افسوس که در دل اثر حب وطن نیست افسوس صد افسوس فریاد که کس در غم او همدم من نیست افسوس صد افسوس چون سرو و سمن زان بیقین علم...
«نالهء به هموطنان» — مرحوم عبدالاحد فدایى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
دفتر عشق وطن را به چه پرپر کردند خاک در چشم مراد همه کشور کردند یاس از جسم و دل میهن ما میجوشد زنگ امید وطن را به خدا کر...
«هویت حق» — محترم رسول پویان
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...ماندگار و نمایان میهنم ابر بهاری گر به فضای وطن شوم بارانم و طراوت بوستان میهنم قلبم به سینه در رهءعشق وطن تپد درس وفا به صنف و دبستان میهنم...
«تعبیر خواب» — محترم عبدالحكیم حسنیار
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...سبزه اشک ببندد برگردن گل غنچه حمایل بپسندد گلهاى چمن از وزش باد بجنبد افسوس که لاله ز دل خون کفنان است از چشم یتیمان وطن اشک روان است گیتى...
«بهار خونین کابل» — محترم داكتر محمد شعیب مجددى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...شان همین در سر بود، اندیشهء شان وطندوستى، وطنخواهى شعار است ویا ترویج چرس و یا قمار است بزیر خط فقر افتاده افغان همه محتاج و سرگردان یک نان نمیبینى...
«ابر ظلمت» — محترم سید محند نادر خرم
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
گفتم بروم سوى وطن فصل بهار است هم وقت گل لاله و هم خانهء یار است دوستان همانجاست و عزیزان همانجاست دور از وطن و خانه، دلم خسته و زار...
«هرروز تو نوروز» — محترم بصیر احمد مهاجر
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...شود مردم ما متحد گردد چو اسلاف بزرگ نوجوان و پیر ما از دل وطنپرور شود جام جم بار دگر در دست گیرد قوم ما این جهان ائینه سازد همچو...
«شهپر» — مرحوم دكتور عبدالحكیم طبیبی
جلد اول · صفحهٔ ۵۲
...وطن ره نشین دریغ در انتظار دیدهء مهر اشناى کیست گلگون شرابها که کشى سر به بزم غیر هان اى وطنفروش! بگو خونبهاى کیست اى قهرمان صحنهء تاریخ همتى! شمشیر...
«ماتمسرا» — مرحوم استاد خلیل الله خلیلی
جلد اول · صفحهٔ ۱۸۲
...امانستان جسارت چه شد عشقری گفت ان سخن ایئنه را گر وطن از ماست اثارت چه شد هیچ همشهری نمی یابی به شهر ای وطن داران وطندارت چه شد در...
«کابل» — مرحوم استاد محمد آصف آهنگ
جلد اول · صفحهٔ ۲۱۱
...راهء نجات است، کنون وحدت ما ورنه دگر ندهد، سود پشیمانى ما سر شکستند نیاکان برهى حفظ وطن پس کجا شد همان همت افغانى ما؟ پاسبانى وطن فرض بود بر...
«شب ظلمانى» — بانو عزیزه"عنایت"
جلد اول · صفحهٔ ۳۵۴
...وطن! از دامن پاک تو با عزم متین تاجر تریاک و چرس و بنگ میباید کشید اى وطندار گلم! از گلشن اجداد خویش دشمن کمزاد بى فرهنگ میباید کشید تا...
«نهال دوستى» — محترم محمد نعیم "جوهر"
جلد اول · صفحهٔ ۳۹۸
...چنین بهار گر از دامن وطن خیزد نشاط اور و هم مشکبار مى اید بچشم بلبل افتاده در قفس چو ( اسیر ) بهار بی وطنى چون غبار مى اید...
«بهار در غربت» — محترم محمد نسیم اسیر
جلد اول · صفحهٔ ۴۳۷
تا ز اندوه وطن خون جگر داریم ما هر نفس چون ابر نیسان چشم تر داریم ما ما بسوختیم در اتش و دامان میهن غرق خون صبح و شام، اوضاع...
«شام بى سحر» — بانو عزیزه عنایت
جلد اول · صفحهٔ ۴۹۸
گردد نصیب باز چو دیدار روز عید بینم مگر که یار وطندار روز عید دارم هواى دیدن دیدار هموطن یکبار نى، بلکه به تکرار روز عید مرغ خیال پر کشد...
«عید» — محترم محمد اسحاق ثنا
جلد اول · صفحهٔ ۵۰۹
گفتم وطن از ظلم تو ویران نشود، شد زین غم همه را دیده گریان نشود، شد بستى و زدى، کشتى و تاراج نمودى از جور و جفا انچه که شد...
«نشود شد» — محترم جمشید شعله
جلد اول · صفحهٔ ۵۱۸
...انسانم به الطاف سرش دارم قسم، در هجر سوزانم مراد کعبهء دلها، وطن پیوند ایمانم توان قلب بیجانست "ناصر" در بدن بیتو وطن! با نام تو رنگین بود مضمون دیوانم...
«پیام مهاجر» — محترم ناصر بخارى
جلد اول · صفحهٔ ۶۲۷
طایر طبع پر شکستهء من میکشد بال و پر بسوى وطن از دیار سکوت خاموشى بوسه ها میزند بروى وطن ایوطن! اتش جدایى تو راست گویم که استخوانم سوخت وه...
«گلگشت» — محترم انجنییر خلیل الله رؤوفى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
جانیان را از دم تیغ دوسر باید کشید انتقام از رهزنان، بی درد سر باید کشید اجنبى در ملک ما لبریز شد اى هموطن! جمله را از این وطن با...
«مار هاى افعى» — محترم سها
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
...و زاغ و زغن اید برون گرچه دورم از هوایش، ارزو دارم مدام لطف کن یارب! که دشمن از وطن اید برون لشکر بیگانه دارد میل تسخیر ترا میرسد انروز...
«تقدیم بر روان شهدا!» — محترم تاج محمد فعال
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
خاک وطن به دشمن افغان نمیدهم این ملک باصفا، به پلیدان نمیدهم سنگ و کلوخ کشور زیباى اریا به ملحدان، به لؤلؤ و مرجان نمیدهم تا داده است خدایم مرا...
«مهر سلیمان» — محترم پوهنوال دوكتور اسدالله حیدرى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
نتایج بیشتر

شمارهٔ صفحهٔ بخشی از سروده‌ها هنوز تکمیل نشده — این موارد به‌زودی به کتاب پیوند داده می‌شوند.

تعداد بازدیدکنندگان:
فیسبوک