بابا بیا! که اهل جفا ساخت کار من گرگان هموطن همه دور و کنار من از بسکه سنگ و چوب و لگد، بر سرم زدند مغزم خمیر گشت و اجل...
«فریاد فرخنده» — محترم پوهنوال داكتر اسدالله حیدری
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
بنگر که وطن باز گروگان شده امروز ملت همگی جمله پریشان شده امروز از بسکه تباهی نفاق است سراسر مردم ازین ملک گریزان شده امروز یک بار دیگر بین که...
«خاک خراسان» — محترم نورى
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
ای وطن! همرنگ گلشن یا چمن میسازمت یا چو گلزار جهان یا که ختن میسازمت پیکرت هرچند صدها پاره از دست عدوست غم مخور اى میهنم! به از کهن میسازمت...
«بهشت ارزو» — محترم نجم الدین شاعف
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
وطندار عزیزم پاکش زیبا مبارکباد! بدالر ها خریدى قیمت بالا مبارکباد! یکى هم نو خریدى لندکروزر را مبارکباد! دوسه تعمیر بشنیدم، گرفتى، هم بلا کردى نگفتى از کجا کردى؟ تو...
«نگفتى از کجا کردى؟»
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل
در کنج غربت ایوطن، اى اشیان من! هرلحظه یادت افگند اتش بجان من امروز یاد تلخ ترین لحظه هاى تو در خاطرم عزیز بود همچو جان من من نغمه خوان...
«به یاد میهن!» — محترم محمد آصف فكرت
جلد اول · شمارهٔ صفحه در حال تکمیل